شماره ثبت:665

شناسه ملی:14005027424

مشاوره تلفنی:

وکیل خود را در این موسسه انتخاب کنید

 

ما در این موسسه از وکلای مجرب و کاردان بهره میبریم

بهرمندی از وجود قضات عالی بازنشسته تجدید نظر مشرف به رویه های متداول در سیر قضایی

اخذ حق الوکاله مناسب از موکل،ایجاد شرایط تسهیل در پرداخت هزینه ها

وکیل در اصفهان

برای داشتن یک وکیل خوب در اصفهان با ما تماس بگیرید

اصفهان،خیابان باهنر،دویست متر بعد از چهار راه خادمی،سمت راست

جنب بنگاه آرمان،ساختمان ارغوان،طبقه سوم ،واحد 8

همراه:09136910250-09139855990

تلفن:03133463005

 

بهترین وکیل خانواده در اصفهان

وکیل خوب در اصفهان

 موسسه حقوقی در اصفهان


وکیل امور شهرداری در اصفهان , وکیل خوب در زمینه شهرداری در اصفهان , وکیل شهرداری در اصفهان , وکیل ماده ۱۰۰ شهرداری, وکیل ماده ۱۰۰ شهرداری در اصفهان , وکیل تعزیرات در اصفهان , وکیل تخصصی تعزیرات در اصفهان , وکیل پایه یک دادگستری در اصفهان , وکیل دادگستری در اصفهان , وکیل در اصفهان وکیل امور خانواده در اصفهان , وکیل طلاق در اصفهان , وکیل خوب در زمینه خانواده در اصفهان , وکیل تخصصی خانواده در اصفهان , وکیل خانم تخصصی خانواده در اصفهان

ویدئو موسسه،به زودی

وکیل در اصفهان
 
 
توسط الماس سایت

‌ ‌‌‌اخـلاق‌ حرفه‌ای در وکالت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

وکیل

در طرح دعوا و شکایت غالبا افراد‌ جامعه‌ علم‌ و آشـنایی بـه طـرح شکایت و اقامهدعوا و حضور در دادگاه‌ها و اقدام لازم برای رسیدن به حق خود‌ را ندارند ونیازمند کسانی هستند کـه به آنها کمک نمایند و اینها وکلای دادگستریمی‌باشند‌.

بدین منظور وکیل دادگستری‌ برای‌ مـوفقیت در حرفه خود احتیاج دارد کـه بـاکمال دقت و مهارت تحت تعلیم قرار گیرد و ارشاد شود.و به همین منظور دراین مقاله سعی شده است که به‌طور اختصار اصول قواعدی که برای‌ موفقیت دروکالت دادگستری لازم است و در اخلاق حرفه‌ای باید رعـایت شود توضیح دادهشود.

امید است که مورد استفاده هم کارآموزان محترم و وکلای جوانی که باامیدها و آرزوهای بسیار شغل خطیر وکالت دادگستری‌ را‌ برمی‌گزینند،قرارگیرد.

 


فصل اول:کـلیات
مـبحث اول:تعریف وکالت
وکالت یعنی نمایندگی و نیابت از نظر حقوق در دو معنی عام و خاص بکارمی‌رود.

وکالت به‌ معنی‌ عام طبق ماده 656 قانون مدنی عقدی است که به موجب آنیکی از طرفین طرف دیگر را بـرای انـجام امری نایب خود می‌کند.

اما وکالت به معنی خاص یعنی‌ نمایندگی‌ از طرف اشخاص در امور قضایی ورفع دعاوی و اختلافات،عبارت از علم و اطلاع به آیین دادرسی و شیوه بکار بردناصول و قواعد مـحاکمه بـمنظور احقاق حق و اجرای عدالت است.{o1o}

مبحث‌ دوم‌:ضرورت‌ وکالت
وکالت در بدو امر‌ به‌ عنوان‌«مددکاری اجتماعی»بوجود آمده و افرادی کهمورد اعتماد و دارای سجایای یک انسان بودند برای دفاع از حق و پشـتیبانی ازسـتمدیدگان انـتخاب می‌شدند و سیر‌ تکامل‌ اجتماع‌ و پیـشرفت تـمدن،ضـرورتوجودی وکیل مدافع را به ثبوت‌ رسانده‌ بطوری که امروزه به حالت یکی ازضروری‌ترین،مفیدترین و شریف‌ترین مشاغل آزاد دنیای متمدن و مترقیدرآمده است و هرچه دانـش و فـن و صـنعت‌ تکامل‌ می‌باید‌ و روابط مدنی و تجاریو مناسبات ملی و بـین المـللی توسعه پیدا می‌کند‌ ضرورت وکالت محسوس‌تر واحتیاج به آن‌روز افزون‌تر می‌شود.{o2o}

آیین دادرسی مدنی رشته‌ای از علوم حقوقی است کـه‌ آنـ‌ اخـتصاصا‌ درصلاحیت علمی و تخصص فنی وکلای دادگستری است و اصحاب دعوی نـسبت بهرموز‌ و دقایق‌ آن به کلی بیگانه‌اند.


تشخیص اینکه از دادگـاه چـه باید خواست و در چه موقع باید خواست مهارت وممارستی‌ لازم‌ است‌ که از اشتغال به شغل وکالت حـاصل مـی‌شود.»

فـصل دوم:ویژگی‌های وکیل در‌ اخلاق‌ حرفه‌ای
به‌طور کلی یک وکیل خوببرای موفقیت در شـغلش بـاید در اخـلاق‌ و رفتارخود‌ دارای‌ اوصاف و شرایطی باشد که در ذیل به آنها می‌پردازیم:
مبحث اول:استعداد طبیعی و ذاتـی‌
یـک‌ وکـیل پیش از هر چیز باید دارای استعداد ذاتی و فطری باشد.اکنونبسیاری از‌ افراد‌ فکر‌ می‌کنند که یـک وکـیل خوب کسی است که قیافه پروقار و قدو قامتی آراسته و صدایی پرطنین‌ دارد‌ که بـر هـر جـنجالی مسلط است و در عینحال به سهولت و روانی سخن‌ می‌گوید‌.اما‌ در واقع درست است که بـرخی از ایـناوصاف و استعدادها در محاکم جزایی کمال ضرورت را‌ دارد‌ ولی‌ آنچه بسیار دردفاع مؤثر است اینکه فـرد از هـر جـهت بر گفتار‌ و رفتار‌ خود مسلط باشد و نظارتدقیق بر اعمال خویش داشته باشد.اما نباید فـراموش کـرد که به قول‌ پاسکال‌«فصاحت و بلاغت وقتی زیاد ادامه پیدا کرد خـسته‌کننده مـی‌شود»و دفـاع پر سرو‌ صدا‌ معمولا جنبه سخنرانی و سخنوری به خود می‌گیرد‌.حال‌ آنکه‌ در بسیاریاز دعاوی و محاکم،از جـمله دعـاوی‌ حـقوقی‌،رعایت ایجاز و اختصار در گفتار و یایک گوشه و کنایه به موقع،یا یک حـرف‌ دوپهـلو‌ و یک استدلال قوی بیشتر از‌ یکنطق‌ و دفاع پرطمطراق‌ مفید‌ واقع‌ می‌شود.و این نکته مسلم است که‌«یـک‌ دفـاعمفید و موثر به مراتب بهتر است از یک دفاع با شکوه و بلیغ‌ و فصیح‌ ولی غـیرمفید.»

داشـتن استعداد سخنوری،فصاحت‌ و بلاغت برای یک وکـیل‌ لازمـ‌ و ضـروریاست،زیرا برای آنکه فرد‌ بتواند‌ حرف خـود را بـه قاضی بفهماند و به او بقبولاند{o(1).همان منبع،ص 409.o}


بهتر‌ است‌ که در گفتار خود دقیق‌،سـاده‌،صـدیق‌ و با حرارت باشد‌ و افکار‌ واسـتدلال‌های خـود را با‌ وضـوع‌ کـامل و بـه شکل پسندیده و جالب بیان کند و ایـنحد اقـل شرایطی است که هر وکیلی‌ در‌ موقع صحبت و موضع دفاع باید رعایتکند‌ بـه‌خصوص‌ بـا مستمع‌ دانشمند‌ و فهیمده‌ و فاضلی چون قـضات دادگستری‌ وبا زبان غـنی و روان و زیـبایی چون زبان فارسی.

با تـوضیح بـالا باید گفت که‌ هر‌ فرد جوان و با ذوق و استعدادی که‌ دارایاطلاعات‌ عمومی‌ وسیع‌ بـاشد‌،چـنانچه با ممارست‌ و دقت‌ کافی اسـتعدادهای خـودرا پرورش دهـد خواهد توانست صـفات لازم بـرای یک سخنران و وکیل مـدافع خـوبرا کسب‌ کند‌.

ولی‌ تنها استعداد سخنرانی و نطق و بیان کافی نیست‌ و یک‌ وکیل‌ دادگستریخوب‌ بـاید‌ دارایـ‌ استعدادهای ذاتی و طبیعی دیگری باشد کـه مـتاسفانه کمترکسانی بـه آنـها تـوجه دارد.زیرا تردیدی نیست کـه شغل وکالت دادگستری تنهامنحصر به سخنرانی و دفاع در مقابل دادگاه نیست‌.

در دنیای کنونی ما حوزه عـمل یـک وکیل دادگستری بسیار وسیع است و انـجاموظایف او اشـکال گـوناگون و مـختلفی دارد.وکـیل دادگستری در دفتر وکـالت خـودبا موکلین و مشتریان مختلفی سروکار دارد که‌ به‌ فراخور و تناسب دعوا وگرفتاری هریک از آنها باید نظر جداگانه‌ای بـدهد.وکـیل مـورد مشورت افراد قرارمی‌گیرد،نسبت به مراجعین خـود تـوصیه و صـلاح‌اندیشی مـی‌کند،دعـاوی مـختلفرا طرح و تعقیب می‌کند،درباره‌ هر‌ دعوا و پرونده لایحه‌ای متناسب می‌نویسد،بهعنوان داور انتخاب می‌شود و از طرفین دعوا رفع اختلاف می‌کند.انجام کلیه اینوظایف و امور امکان‌پذیر نیست مگر آنکه‌ وکـیل‌ دادگستری دارای اطلاعات عمیققضایی و آمادگی‌ ذهنی‌ کافی و طرز فکر و استنتاج صحیح و وجدان بیدارباشد.

حتی در پیشگاه دادگاه هم اگر بنا باشد که وکیل منحصرا به سخنوری و نطق و بیان خـود مـتکی باشد احتمال موفقیت او در مقابل طرف دعوا بسیار کم خواهدبود.

بنابراین قریحه و استعدادهای ذاتی و فطری دیگری برای وکیل دادگستریلازم است که ما فعلا قسمتی‌ از‌ آنها را فهرست‌وار در زیر بیان می‌کنیم.

1-دارا بـودن قـدرت استدلال است که در واقع قضاوت با استدلال پشتوانه‌ی هردعوایی است.وجود استدلال به دعوا استحکام و استواری خاصی می‌بخشد.

2-قدرت‌ تخیل‌ و ابتکار:برای‌ ایـنکه یـک وکیل در موارد ضروری به سـرعتبتواند دلایـل جدیدی را کشف کند و جریان دعوا را تغیر‌ دهد باید از قدرت تخیل وابتکار برخوردار باشد تا بتواند در‌ امر‌ وکالت‌ موفق باشد.

3-قدرت استنتاج:برای اینکه وکـیل بـتواند نقاط اصلی و حساس پرونـده رااسـتنباط و استخراج کند باید قابلیت‌ و ‌‌قدرت‌ استنتاج داشته باشد.

4-داشتن طبع نقادی:وکیل و مدافع خوب کسی است که به‌طور‌ مؤثر‌ بتوانددر‌ مقابل استدلالهای حریف به مبارزه برخیزد و ادعاهای طرف مقابل را نـقد وایـراد مؤثر بگیرد.

5-نرمش‌ و گسترش فکر:برای آنکه وقت محاکمه و مباحثه بتوان حملاتحریف را تحمل کرد و در‌ مواقع لزوم با یک‌ جهش‌ فکری،مسیر دعوا را به نفعخود تغییر داد.

6-قریحه‌ی روان‌شناسی:یک وکیل برای آنـکه بـتواند عکس العـمل‌های روحیطرف را بشناسد و از تأثیرپذیری و حساسیت او استفاده کند باید ذوق روان‌شناسیرا داشته باشد‌.

هرچند آنچه بیان کردیم عموما جزو اسـتعدادها و صفات فطری و طبیعیانسان است ولی وکلای جوان و آنهایی که بخواهند شغل وکـالت دادگـستری راانـتخاب کنند برای آنکه بتوانند از این قریحه و استعدادهای ذاتی حد‌ اکثر‌ استفادهرا ببرند باید پیوسته با دقت و مـمارست ‌ ‌و مـداومت کامل درصدد پرورش و توسعهو تکمیل استعدادهای خود برآیند.



مبحث دوم:مشخصات ظاهری و رعایت شأن وکـالت
وکـیل دادگـستری باید بااهمیت حرفه‌اش متناسب باشد‌.بنابراین‌:

1-مراقب آراستگی ظاهر خود باشیم.منظم و مرتب بودن لبـاس،رعایتهماهنگی رنگ‌ها در لباس پوشیدن(در حد امکان)،تمیز بودن کفش‌ها،استفاده درحد معقول از عـطر و مایعات خوشبوکننده(طبق سـنت‌ نـبوی‌ برای وکلایی کهمنع شرعی ندارند)انتظاری است که جامعه از وکیل دادگستری به عنوان نمونهبرجسته قشر روشنفکر و دانشمند و تربیت شده اجتماع دارد.

2-رعایت وقار و ابهت در رفتار و گفتار،احتراز‌ از‌ شوخی‌ و هزالی و حرکاتسبک و ناشایسته عـلی الخصوص‌ در‌ مراجع‌ قضایی و محل‌های رسمی(مانند کانونوکلا)و گردهمایی‌های صنفی،درخور یک وکیل دادگستری است.بدیهی استرعایت این موارد در کلیه اجتماعات و به لحاظ‌ آنکه‌ وکیل‌ دادگستری به سهولتالگو و نمونه‌ای برای حرکات و سـکنات دیـگران‌ قرار‌ می‌گیرد،نیز از این جهت کههر وکیل نماینده صنف خویش است مستحسن خواهد بود.

3-ضمن رعایت حد اکثر ادب‌ در‌ قبال‌ حکام دادگاه‌ها و مسؤولین قضایی ازخضوع و خشوع بی‌مورد و فروتنی بیش از‌ انـدازه کـه ممکن است به چاپلوسی ومداهنه تعبیر شود باید احتراز کرد.

4-سخن گفتن وکیل باید درخور او‌ باشد‌.عوامانه‌ سخن گفتن و الفاظ عامیانهبه کار بردن به هیچ بهانه‌ای از وکیل‌ دادگستری‌ پذیـرفتنی نـیست.

5-به یاد داشته باشیم که دفتر وکیل دادگستری اهمیت و قداستی چوندادگاه دارد.پس وکیل‌ از‌ برخورد‌ با موکل و پذیرایی از او باید نهایت دقت وریزبینی را معمول دارد‌.بنابراین‌ پذیرایی‌ از موکلین درحالی‌که لباس نامناسب دربر و کـفش و دمـپایی بـه پا داریم یا مشغول صرف‌ غـذا‌ هـستیم‌ درسـت نیست.

رفتار خلاف شئون یا مشکوک وکیل چه در زندگی خصوصی و چه‌ در‌ مقامانجام وظیفه وکالتی،صداقت حرفه و امر دادگستری به عنوان یـک کـل را مـخدوش می‌کند‌.اگر‌ وکیل بداند که رفتار او در چارچوب حرفه یا خارج از آن موجب‌ سلباعتماد‌ موکل‌ به وکیل به عنوان مـشاور حـرفه‌ای مـی‌شود کانون حق دارد مجازاتانتظامی اعمال کند.باوجوداین کانون‌ در‌ امور خصوصی مـحض یا فعالیت‌هایخارج از حرفه وکیل که صداقت یا صلاحیت‌ حرفه‌ای‌ او‌ را تحت الشعاع قرارنمی‌دهد به‌طور کل مداخله نمی‌کند.

پس باید هـمیشه بـه یـاد داشته باشیم‌ که‌ وقتی‌ در جایی خود را وکیلدادگستری معرفی می‌کنیم آبرو و اعـتبار یـک صنف را‌ که‌ بنا بر اصل و برمبنایوضعیت اکثریت آحاد خود،صنفی محترم و معتبر است در گرو وضع ظـاهری وگـفتار‌ و کـردار‌ خود قرار می‌دهیم.پس باید به هوش باشیم که ناخواسته به صنفخود‌ جـفا‌ نـکنیم.

مـبحث سوم:شرایط اخلاقی و فطری‌
معمولا‌ موقعی‌ احتیاج به دخالت وکیل دادگستری پیش می‌آید‌ کـه‌ دو نـفر بـاهم اختلاف داشته باشند و یا کسی از طرف مقامات عمومی تحت‌ تعقیب‌ قرارگرفته باشد،کار ایـن اخـتلافات‌ و دعاوی‌ وقتی به‌ دادگاه‌ کشیده‌ می‌شود صورتمشکل‌تر و حادتری پیدا می‌کند و بدیهی‌ است‌ کـسی کـه در مـقابل دادگاه دفاعهمنوع خود را به عهده میگیرد نه‌تنها‌ هر‌ روز در معرض ضربات و حملاتحریف‌های خود‌ واقع مـی‌شود بـلکه غالبا‌ مورد‌ انتقاد و ایراد موکلین خودش همقرار‌ می‌گیرد‌.بنابراین‌چنین کسی حتما باید دارای روحـیه و سـرشتی مـبارز ومقاوم باشد.اضافه بر این‌ غالبا‌ انجام وظیفه مستلزم جسارت و شجاعت‌ و شهامتخاص‌ است‌.بعضا وکـیل مـجبور‌ می‌شود‌ تا در مقابل تصمیم‌ یکی‌ از مقامات بهاعتراض برخیزد یا در مقابل افکار عـمومی ایـستادگی کـند و مخالفت نماید،یا‌ باافکار‌ و عقاید و احساسات اطرافیان و محیط خود به‌طور‌ مصمم‌ مخالفت ورزد‌.در{‌o(1).کانون‌ وکلای دادگـستری کـانادا تـرجمه‌ محمد علی نوری،رفتار حرفه‌ای وکلای دادگستری نشر گنجدانش چاپ 2،1385.o}

این قـبیل مـوارد وکیل‌ مدافع‌ باید آنقدر شهامت اخلاقی داشته باشد‌ که‌ از‌ هیچچیز‌ نهراسد‌ و وظیفه خود را‌ هرچند‌ مخاطره‌آمیز بـاشد بـدون تشویش و تردید وتزلزل انجام دهد و افتخار استقلال فکر و آزادی دفاع را که از‌ خصوصیات‌ وکـالتدادگستری‌ اسـت برای خود کسب نماید.

زیرا هر‌ قـدر‌ انـجام‌ وظـیفه‌ برای‌ کسانی‌ که با مسیر حوادث و افـکار عـمومی همراهو همگامی می‌کنند آسان و سهل است به همان نسبت مبارزه در جهت خلافافکار و احـساسات عـمومی سخت و مشکل است.

پس شجاعت خـصیصه‌ لازم بـرای وکیل دادگـستری اسـت.وکـیل دادگستری،آنگاه که لازم بداند،برخلاف جـهت آب شـنا می‌کند،دفاع از مخالفین حکومت‌ها رابرعهده می‌گیرد.از کسانی دفاع میکند که بخت از ایـشان‌ بـرگشته‌ و مغضوبدولت‌ها و دولتمردان واقع شده‌اند.

بی‌جهت نـیست که بسیاری از وکلای مـدافع،آزادی و آبـرو و مال و حتی جانخود را بر سـودای تـضمین حق دفاع مردم در جوامع مختلف گذاشته‌اند.{o1o}

پیش‌ از‌ این هم گفته‌ایم که دفاع از یـک فـرد به مفهوم دفاع از طرز فـکر،عـقیدهو عـملکرده او نیست.قوانین کـشورها حـق دفاع و داشتن‌ وکیل‌ را بـه مـنظور تضمینآزادی‌های فردی‌ و صیانت‌ جامعه در برابر خودکامگی دستگاه‌های حکومتیپیش‌بینی کرده‌اند.

هدف از برقراری این حق ایـن اسـت که اتهام منتسب به هر فـرد بـا دخالت وکـیلبه عـنوان‌ فـرد‌ متخصص و آگاه از جنبه‌های‌ مـختلف‌ بررسی شود و در عین حالاین اطمینان نیز وجود باشد که حقوق پیش‌بینی شده برای متهم دقـیقا رعـایتخواهد شد.

به‌طور کلی یک وکیل خـوب بـاید در مـقابل جـوسازی‌ها ایـستادگی نماید و خودرا‌ تـسلیم‌ احـساسات اطرافیان و محیط نکند و در موقع استدلال و بیان عقیده ودفاع باید کلیه‌ی نکات دقیق و ظریف زبان ملی را رعـایت کـند و در کـمال ایمان


اعتقاد و حـرارت و صـمیمیت صـحبت کـند و نـباید کـاری کند که موجب نارضایتیدادرس و دستگاه‌های قضایی شود‌.وکیل دادگستری باید در سخن گفتن و بیانعقیده با مهارت و ظرافت بسیار‌ مانع‌ از‌ آن شود که کوچکترین حادثه‌ای به ضررموکلش به وجود آیـد.

پس باید به خاطر داشته باشیم که ‌‌وقتی‌ وکالت کسی را به عهده گرفتیم بایدآنچه را در توان داریم بدون توجه‌ به‌ ملاحظات‌ مختلف در دفاع از موکل انجامدهیم و اگر از غوغای عوام یا تعنت خواص در بـیم‌ و در هـراسیم باید از آغاز ازپذیرش وکالت خودداری کنیم و حتی در مورد وکالتهای‌ تسخیری هم با تشریح‌ وایضاح‌ ضعف و ترس خود برای دادگاه موجبات معافیت خود را از تقبل دفاع فراهمآوریم.

پذیرفتن دفاع و بد دفـاع کـردن یا دفاع نکردن و یا در موضع دادستان قرارگرفتن و حمله به موکل از بیم‌ تماشاچیان و شکات هم تخلف انتظامی است و همباعث وهن وکیل و وکالت می‌شود.در روزگـار مـا وضع وکیل و وکالت چنان اسـتکه ایـن لطمات و صدمات می‌تواند جبران‌ناپذیر باشد.{o1o}

وکیل باد در برابر شاکیانی‌ که‌ از وی یاری خواسته‌اند همیشه و در تمامشرایط اعتدال و بیغرضی و عدم پایبندی به منافع شخصی را عملا نشان دهـد.

وکـیل نمی‌تواند مباشر انجام امـری شـود مگر بر اثر اعتمادی که موکلین‌ وشاکیان‌،همکارانی که در برابر وی هستند و قضاتی که سخنان وی را گوشمی‌دهند نسبت به وی احساس می‌کنند.بنابراین باید ثابت کند که وی از گروه«آرمانی انسانهای مستقل و بیغرض‌»مـی‌باشد‌.{o2o}

مـهمتر و برجسته‌تر از تمام سجایای اخلاقی که«روح وکالت»شناخته شدهتقوی و درستکاری است.درستکاری لازمه و صفت بنیادی هر شخصی است کهمی‌خواهد به عنوان عضوی از حرفه حقوقی فعالیت‌ کند‌.چنانچه‌ موکل درباره امانت‌ و درستکاری‌ وکـیل‌ تردیدی داشته باشد عنصر اساسی رابطه واقعی وکیل‌ وموکل‌ زایل مـی‌شود.اگـر صـداقت در کار نباشد،مفید بودن وکیل برای موکل وحیثیت ذاتی این حرفه،قطع نظر از‌ میزان‌ صلاحیت‌ آن وکیل از بـین ‌ ‌مـی‌رود.

وکیل هرگز نباید هنگام ارشاد‌ موکل عالما عدم صداقت،نیرنگ،جرم یا رفـتارغیرقانونی مـوکل را تـشویق کند یا مورد مساعدت قرار گیرد یا‌ موکل‌ را‌ راهنماییکند چگونه از قانون تخلف و از مجازات فرار کـند و وکیل باید‌ مراقب‌ باشد تا ابزارو بازیچه موکل گستاخ یا اشخاص همراه چـنین موکلی قرار نگیرد.ایـن مـورد لزومامانع‌ طرح‌ حسن‌ نیت نیست و مادام که صدمه به شخص موردنظر وارد نشده یاخشونتی اعمال‌ نشده‌ وکیل‌ می‌تواند بنا به اقتضا موکل را راهنمایی کند یا بهوکالت از موکلی که مایل‌ است‌ با‌ حـسن نیت و به جهات معقول موقعیت و یامحک حقوقی را به طرف مقابل گوشزد کند‌ اقدام‌ کند و این آزمایش یا محک ازطریق تخلف فنی که مبنای محک می‌شود موثر‌ است‌.

پس وکیل باید در حد اعـلای شـرف و پرهیزکاری باشد.باید حسن غریزی راستیو درستی‌ را‌ ملکه روح سازد تا همیشه احترام لباسی که پوشیده و سوگندی کهیاد کرده محفوظ‌ بماند‌.مگرنه‌ اینست که وکیل را«مظهر شرف و استاد بیان»تعریف کرده‌اند؟

مـبحث چـهارم:سعی در صلح‌ و سازش‌
طبق آموزه‌های دینی و براساس منطق عقلی و وجدانی و اصول رفتار اجتماعیو انسانی،صلح‌ و سازش‌ مورد‌ تشویق و تأکید قرار گرفته است و افرادی که در اینزمینه فعالیت می‌نمایند و توانایی حـل و فـصل اختلافات‌ و مناقشات‌ را‌ دارند،همواره مورد احترام و تکریم مردم بوده و به نوعی بر قلوب اشخاص‌ حکومت{‌o(1).کانون وکلای دادگستری کانادا ترجمه محمد علی نوری،رفتار حرفه‌ای وکلای دادگستری،نشر گـنجدانش،می‌کند‌،از جمله اشخاصی که می‌تواند در زمینه‌ صلح‌ و سازش‌ موثر و فعال باشدوکیل دعاوی است،زیرا به‌ سبب‌ ماهیت شغل،افراد زیـادی کـه بـنحوی با دیگراندارای اختلاف و تضاد منافع می‌باشند،جهت‌ دریـافت‌ مـشاوره و ارایه راهکارتخصصی و یا پذیرش‌ وکالت‌ و طرح دعوی‌ به‌ وی‌ مراجعه می‌نمایند،در این حالتوکیلی که‌ مسلط‌ به امور باشد و احـساس مـسوولیت بـیشتر کند و همواره مصلحتواقعی مراجعین و موکلین و مردم‌ را‌ در نظر داشته باشد مـی‌تواند زمینه‌ صلح وسازش را فراهم‌ نماید‌ و این امر می‌تواند به طرق‌ گوناگون‌ به منصه ظهور برسد.در این حالت وکـیل بـه خـوبی می‌تواند به اقتضای‌ قضیه‌ وی را آرامش دهد واز‌ تصمیمات‌ عجولانه‌ وی جلوگیری کند‌ و وکـیل‌ نـیز نباید از روس‌ احساس‌ تصمیمگرفته،سریع تابع عواطف شده،عقل و منطق را فراموش نماید یا در مواردیگرچه حق‌ بـا‌ مـراجعه‌کننده و مـوکل باشد،اما ممکن است‌ با‌ مذاکره و دعوت‌ طرفوی‌ و جدیت‌ در حل و فصل قـضیه‌ و انـدکی کـوتاه آمدن از چیزی که موکل تاکیدبر آن دارد و به اصطلاح با تخفیف معقول‌ خواسته‌،می‌توان موضوع را بـه خـوبی بـهپایان‌ رساند‌،بدون‌ اینکه‌ ماه‌ها‌ یا حتی سالها‌ گرفتار‌ کشمکش در دادگستری ومراجع دیگر شد.

بـه عـبارت دیگر اگر ما در برخورد با موکل‌ پس‌ از‌ احراز اینکه دعوای او براساس موازین حـقوقی‌ و قـضائی‌(کـه‌ در‌ حرفه‌ ما‌ معیار عدالت است)بر حق نیستاو را از طرح و تعقیب آن منع و به مذاکره و صـلح بـا طرف ترغیب کنیم.هم باریاز دوش دادگستری برخواهیم داشت،هم بندگان‌ خدا را از ورود در مسیری کـهانتهای آن خـسران اسـت باز خواهیم داشت و هم در تحلیل نهایی موکل بالقوهبرای خود بدست خواهیم آورد.پس اقدامات مصالحه‌جویانه وکیل قـطعا یـکی ازمواردی‌ است‌ که در افکار عمومی و دادگاهها وکیل را بعنوان وکیل خوب جلوه می‌دهد و هـمین امـر خـیلی مهم خواهد بود،گرچه ممکن است تأثیر آن فوری وآنی نباشد،بعلاوه اجر معنوی آن‌ قـابل‌ قـیاس بـا مادیات نخواهد بود و از یاد نبریم.بهمن کشاورز،وکیل دادگستری و اخلاق حرفه‌ای،نـشر کـشاورز،چاپ اول تابستان 80،42.o}


که روزی‌ ما‌ مقدر شده و روزی رساننده خالق‌ هستی‌ است.در هر صورت به نظرمی‌رسد وظـیفه انـسانی،اخلاقی،شرعی و قانونی وکیل اقتضای این امر را دارد کهبه هر نحو ممکن(بـطور مـتعارف)در‌ جهت‌ اصلاح بین طرفین بکوشد‌.

مبحث‌ پنـجم:اطـلاعات عـمومی و حقوقی
استعداد و قریحه ذاتی یک وکیل دادگـستری بـاید به وسیله اطلاعات عمومیوسیع و مطالعات حقوقی عمیق تکمیل شود.زیرا تقریبا کلیه اخـتلافاتی کـه اززندگی در اجتماع ناشی می‌شود‌،بـا‌ دادگـاه سروکار پیـدا مـی‌کنند و طـرفین دعوامجبورند به وکیل دادگستری مراجعه کـنند و چـون وکیل باید دعاوی موکلش رابرای دادرسان دادگاه توضیح و تشریح کند تا وقـتی خـودش موضوع دعوا را خوبنفهمیده باشد‌ قادر‌ نـیست که‌ منظورش را به دیـگران تـفهیم کند.لذا باید نسبت بهکلیه مـعلومات بـشری اطلاعات کلی و عمومی داشته باشد‌.

البته نباید توقع داشت که وکیل در کلیه عـلوم و فـنون دنیای‌ امروز‌ تبحر‌ داشتهو صـاحب نـظر بـاشد لک نباید سعی کـند کـه لا اقل معلومات کافی در ادبـیات و هـنر وفلسفه‌ و ‌‌جامعه‌شناسی‌ و تاریخ و علوم بدست آورد.این معلومات موجب می‌شودکه وقتی موکلی به وکیل مـراجعه‌ مـی‌کند‌ و دعوای‌ او ارتباط به یکی از علوم واطـلاعات مـذکور دارد،بلافاصله وکـیل بـا سـابقه ذهنی که‌ دارد می‌فهمد و درکـمی‌کند که برای مطالعه و کسب معلومات بیشتر و عمیق‌تر درباره موضوع دعواباید‌ به چه مرجع و به‌ کـدام‌ مـاخذ و منبع رجوع کند و به این طـریق طـبعا بـهترمی‌تواند ذهـن دادرس دادگـاه را روشن سازد.فـایده دیـگر معلومات و اطلاعاتعمومی آن است که وکیل در موقع ضرورت می‌تواند جنبه اختصاصی و فردیدعوا را‌ به جنبه عمومی و کلی آن مـرتبط سـازد و بـا استفاده از معلومات خود توجهدادرسان دادگاه را به نـفع مـوکل خـود جـلب کـند.

هـمچنین اطلاعات عمیق حقوقی باعث می‌شود که حس اعتماد به‌ نفسی‌ دروکیل دادگستری به وجود آید و او را قادر می‌سازد که دعاوی و پرونده‌ها و مسائلقضایی را در سطح بالاتر و عمومی‌تری مورد بحث و تـجزیه و تحلیل قرار دهد و


اگر مساله و موضوع جدید و پیچیده و بغرنجی‌ در‌ دادگاه مطرح شود بدون آنکهخود را ببازد و یا ضعفی نشان دهد راه‌حل مناسبی به دادگاه پیشنهاد کند.بدیهیاست در این قبیل موارد دادرسـان دادگـاه هم از اینکه وکیل توانسته‌ است‌ راهمناسب را در اختیار آنها بگذارد راضی و سپاسگزار خواهد شد و وقتی احساسکردند که نظریه چنین وکیل دانشمند و فاضل و با مطالعه و دقیقی می‌تواندکمک و راهنمای آنها باشد بـزودی وکـیل مزبور حس‌ اعتماد‌ و اطمینان‌ و احترامدادرسان را جلب می‌کند و مردم‌ و بازرگانان‌ و موسسات‌ هم برای حل مشکلات واستیفای حقوق خود به چنین وکیلی مراجعه خواهند کـرد.

مـبحث ششم:قدرت کار
وکالت دادگـستری بـرخلاف بسیاری‌ از‌ مشاغل‌ دیگر مستلزم قدرت کار زیاداست.برای درک و اثبات‌ این‌ ادعا کافی است ببینیم وقتی وکیلی قبول وکالت دردعوایی می‌کند چه وظایف و کارهایی را انـجام مـی‌دهد:

بدوا بدقت مدارک‌ دعـوا‌ را‌ چـندین بار مطالعه می‌کند،به مواد قانون و رویه‌هایقضایی و مقامات علمی‌ که مربوط به موضوع دعوا است رجوع می‌کند،با مشتریانخود ملاقات می‌کند،با او وارد بحث می‌شود،از‌ او‌ توضیح‌ می‌خواهد،مدتی دربارهطرز طرح و تـعقیب دعـوا فکر می‌کند،آن وقت دادخواست‌ لازم‌ را که باید حاویموضوع دعوی و موجبات مطالعه و تمام ادله مثبته دعوا و مورد تقاضا باشدمی‌نویسد.و خلاصه توضیحاتی‌ را‌ که‌ باید در جلسه دادگاه بیان کند یادداشتمی‌کند و بعد منتظر روز جلسه دادگـاه‌ مـی‌شود‌ و معمولا‌ چـند بار جلسات به عللمختلف تجدید می‌شود،و تازه پس از صدور رای دادگاه بدوی‌ باید‌ منتظر‌ تصمیممراحل استینافی و تمیزی بماند تـا حکم صورت قطعیت پیدا کند.به این ترتیبملاحظه می‌شود‌ که‌ وکـیل دادگـستری فـقط برای یک پرونده چه اندازه باید کارکند و برای وصول به‌ نتیجه‌ چه‌ مدت انتظار بکشد و در انتظار رسـیدگی ‌ ‌وقـتشبیهود تلف شود.

وقتی فکر کنیم که وکیل‌ دادگستری‌ درعین‌حال باید بر معلوماتش بـیفزاید،احـکام عـمومی دیوان کشور را مطالعه‌ کند‌،از‌ نظرهای جدید علمای علم حقوق باخبر گردد،ارتباط و معاشرتهای خود را هـم محفوظ نگاه دارد‌،آن‌ وقت میزانکاری را که یک وکیل انجام می‌دهد و غالبا تناسبی بـا حق‌ الوکاله‌ دریافتی‌ اونـدارد مـی‌توانیم بسنجیم و ناچار تصدیق می‌کنیم که وکیل مدافع حق دارد ومجبور است که منافع‌ شخصی‌ و خصوصی‌ خود را هم برای انجام وظایف شغلخطیر و پرزحمت فدا سازد.

از خصوصیات‌ دیگر‌ وکیل دادگستری آن است که اختیار تـعیین اوقات کار وتنظیم برنامه کار او با خودش نیست‌.یعنی‌ ممکن است در یک روز چند محاکمهداشته باشد و مجبور شود خود را‌ برای‌ تمام آنها آماده سازد و یا چند روز‌ متوالیدر‌ انتظار‌ جلسه رسیدگی بماند.

وکـیل دادگـستری باید درعین‌حال‌ جواب‌ موکلین خود را هم بدهد و معمولاهر موکلی که برای مشاوره حقوقی یا طرح‌ دعوی‌ و یا دفاع از حقش به‌ وکیلدادگستری‌ رجوع می‌کند‌ از‌ او‌ توقع دارد که به فوریت تمام‌ کارهایش‌ را کـناربگذارد و فـقط به دنبال کار او به دادسرا و دادگاه و زندان برود‌.تازه‌ تمام مراجعقضائی در یک نقطه و یک‌ ساختمان معین متمرکز نشده‌ است‌ و وکیل مجبوراست برای انجام وظایف‌ خود‌ به نقاط مختلف شـهر بـرود و گاهی ناچار می‌شود کهبرای دفاع از موکل و یا‌ طرح‌ و تعقیب دعوایی به خارج از‌ شهر‌ و خارج‌ از مملکتنیز سفر‌ کند‌ و پیدا است که این‌ مسافرتها‌ تا چه حد نظم کار و ترتیب زنـدگانیشغلی او را بـر هـم می‌زند.

هر قدر‌ که‌ کـار و تـشکیلات دفـتر وکالت یک وکیل‌ مرتب‌ و منظم باشد‌ باز‌ همنمی‌تواند‌ خود را از فشار‌ کار و خستگی زیاد نجات دهد،به‌خصوص در مواردی کهباید از دعاوی متعدد و مـهم و در فـاصله‌ کـوتاه‌ دفاع کند-در این قبیل مواقع‌ هرچند‌ وکیل‌ بـر‌ اثـر‌ مطالعه و کار و سعی‌ و کوشش‌ و زحمت و مرارت خسته و کوفتهشده باشد باید سعی کند که در جلسه دادرسی کوچکترین علامت و اثر خـستگیدر‌ قـیافه‌ و گـفتار‌ و رفتار او دیده نشود.زیرا مسلما او‌ را‌ در‌ مقابل‌ طرف‌ دعوا‌ ضعیف


خـواهد کرد.

بنابراین وکیل دادگستری اضافه بر قدرت کار زیاد باید از لحاظ جسمی نیزقدرت مقاومت و توانایی بسیار داشته بـاشد.لذا بـاید سـلامت جسمی خود را‌ حفظکند تا وقتی به ساحل موفقیت می‌رسد به عـلت پیـری زودرس برکنار نشود.زیراوی نمی‌تواند زمان را از حرکت باز دارد بلکه باید خود را برای استفاده از زمانطولانی حفظ‌ و حراست‌ کـند.

کـوشش و فـعالیت و پشتکار وکیل دادگستری باید در تمام دوران وکالتش ادامهپیدا کند و مخصوصا وقتی وکیلی تـوانست شـهرت و مـعروفیت به دست آورد بایدبر کار و کوشش خود نیز اضافه‌ کند‌.زیرا اگر وکیلی به مـوفقیت و شـهرت خـودمغرور شود و از کار خود بکاهد بزودی اعتماد موکلینش از او سلب می‌شود و او رارها خواهند کرد‌.

مبحث‌ هـفتم:ایـجاد روابط دوستی و آشنایی‌
جلب‌ دوستی و آشنایی و محبت را نمی‌توان منحصرا از لوازم و خصوصیاتشغل وکالت به شـمار آورد.زیـرا تـمام کسانیکه سروکار با مشتری و مردم دارند،اعم از صاحبان‌ مشاغل‌ ازاد یا بازرگانان و صاحبان‌ صنایع‌ بـاید از ایـن هنر و صنعتبهره‌مند باشند.

بدست آوردن یک عده مشتری اولین هدف هر وکیل دادگستری جـواناست.زیـرا بـه خوبی می‌داند که اگر بتواند رضایت خاطر آنها را فراهم سازد‌ همینعده‌ هسته اولیه مشتریان بـیشتر او خـواهد بود.

حال باید دید راه به دست آوردن و جلب مشتری چیست؟

یکی حسن شهرت و مـعروفیتی اسـت کـه وکیل در دوران کارآموزی به دست می‌آورد و دیـگری خـوش‌قولی و وقـت‌شناسی و قدرت کار و معلومات قضایی وحسن تشخیص‌ و دقت‌نظر.اضافه بر تمام این خـصایص و شـرایط داشتن دوستانو ایجاد روابط‌ دوستانه‌ با‌ دادرسان و کارمندان دادگستری و خارج از دادگستریبه‌خصوص محافل تجارتی و صنعتی برای وکـیل مـوثر و مفید است.بعضی ازوکلای دادگستری ‌‌در‌ دوست‌یابی و جلب توجه مردم قریحه و استعداد خـاص وخـدادادی دارند و با استفاده از این‌ موهبت‌ الهی‌ غـالبا خـیلی سـریع‌تر از سایرهمکاران مسن‌تر و تودارتر و کناره‌گیرتر خود شهرت و مـعروفیت بـه دستمی‌آورند.

اصولا باید‌ قبول کرد که یکی از بهترین هنرها این است که کـسی بـه میل‌ بهدلخواه خود از طریق‌ ادبـ‌ و نـزاکت و ظرافت و مـحبت بـتواند دوسـتی و علاقهدیگران را جلب کند بدون آنکه لطـمه‌ای بـه حیثیت شغلی او وارد آید و یا رابطهدوستی و آشنایی و خصوصی او با افراد از حد معینی تـجاوز کـند.

بنابراین‌ هر وکیل دادگستری تازه‌کار بـاید با کمال دقت و مـواظبت و احـتیاطسعی کند هرچه ممکن است دوسـتان بـیشتری برای خود بدست آورد و از کلیهوسایلی که موجب حسن شهرت و معروفیت او می‌شود استفاده کند‌.

امـا‌ ایـجاد روابط دوستی و آشنایی بدین‌معنی نـیست کـه وکـیل باید بهجستجوی مـوکل بـپردازد.وکیل باید از این کـار سـخت بپرهیزد و همچنین ازسختگیری و شدت در حق الوکاله دوری گزیند.

نباید فراموش کند‌ که‌ در طول قرنها خـدمات مـجانی انجام داده و حق الوکالهوی بدون هیچگونه مـطالبه و یـادآوری بشکل«حـس حـق‌شناسی»از طـرف موکلینپرداخت شده است.{o1o}

نـخستین و بدترین خطری که می‌تواند این شغل‌ شریف‌ را تهدید کند«تجاری{o(1).همان منبع ص 258.o}


گرداندن»آن است کـه وکـیل را تا حد«حق العمل کار»تـنزل مـی‌دهد و خـدمت ووظـیفه‌ای را کـه در اجتماع و در میان مـردم‌ دارد‌ از‌ یـاد می‌برد.

یک وکیل خوب‌ و موفق‌ باید‌ تلاش نماید کار ماهیتا باارزش وکالت و قضاوترا نه صرفا بـه دیـد مـادی و کسب درآمد و شغلی برای امرار معاش بـلکه بـه نـیتاحقاق‌ حـق‌ و اجـرای‌ عـدالت و دفع ظلم و حل مشکلات انسان‌ها دنبال کند‌ و جنبهمعنوی‌ کار را از یاد نبرد که ارزش آن بسیار گرانبهاست و از فرصت به دست آمدهو اختیار و توانی که جامعه‌ در‌ اختیار‌ او نهاده است نهایت اسـتفاده را جهت خدمتواقعی با تجهیز‌ خود به علم و اخلاق و کمال شغلی ببرد.

مبحث هشتم:عشق و علاقه به شغل وکالت
شهرت و موفقیت شگفت‌انگیزی که‌ نصیب‌ عده‌ای‌ از وکلای دادگستریمی‌شود معمولا توجه بسیاری از جـوانان را بـه این‌ شغل‌ جلب می‌کند.اما پس ازشروع به وکالت دادگستری رنج و زحمت و مرارت و به‌خصوص عدم موفقیت وشکستی که‌ از‌ مقتضیات‌ این شغل است آنها را مایوس و دلسرد می‌سازد.به همینجهت وکلایی مـی‌توانند‌ بـه‌ کارشان‌ ادامه داده و کسب موفقیت کنند که واقعا وصمیمانه عاشق و علاقمند به شغل وکالت باشند‌.

همانطوری‌ که‌ گفتیم اشتغال به وکالت دادگستری مستلزم زحـمت و سـعی وکوشش فراوان است و شکست و عـدم مـوفقیت‌ بسیار‌ نیز در انتظار وکیلدادگستری می‌باشد.زیرا همین قدر کافی است بدانیم که چون‌ هر‌ دعوی‌ دوطرف دارد و هردو طرف نیز وکیل دارند بنابراین هر وکـیل در هـر پرونده پنجاهدرصد‌ بیم‌ شـکست و عـدم موفقیت دارد.اگر وکیل حساس و تازه‌کار و ضعیف باشدممکن است این شکست‌ها‌ او‌ را‌ مایوس و دلسرد سازد و امید موفقیت‌های آیندهرا نیز از دست بدهد.از طرف دیگر این نکته‌ نیز‌ مسلم است که بجز در موارد


اسـتثنایی هـمیشه موفقیت و شهرت و معروفیت یک‌ وکیل‌ خیلی‌ دیر و در طولزمان بدست می‌آید و بدین ترتیب صبر و تحمل و خونسردی نیز از لوازم اینشغل محسوب‌ می‌شود‌.

کسی‌ می‌تواند شکست‌های پی در پی و کار پرمشقت وکالت را تحمل کند کهبه‌ راستی‌ عـاشق و دلداده ایـن شغل بـاشد.برای کسانی که دارای طبع مبارز وسرسخت و لجوج هستند هیچ شغلی‌ بهتر‌ از وکالت دادگستری نیست.چه افتخاربالاتر از ایـنکه یک کارآموز یا وکیل‌ جوان‌ و تازه‌کار با تساوی کامل حقوق درمـقابل مـعروفترین‌ و مـشهورترین‌ همکاران‌ خود می‌تواند آزادانه بیان عقیده کند وبا‌ او‌ به مبارزه برخیزد.

چه رضایت خاطری بالاتر از اینکه وکـیلی ‌ ‌بـتواند در پرونده‌ مهم‌ و مورد علاقهاش حکمی به نفع‌ موکلش‌ به دست‌ آورد؟چه سعادتی‌ بیشتر‌ از ایـنکه انـسان درطـول ادامه شغلش‌ از‌ لذت آزادی و استقلال کامل بهره‌مند باشد؟

محققا به همین سبب است که اگر‌ وکیل‌ دادگستری شـغلش را رها کند یا‌ بهکار دیگری بپردازد همیشه‌ با‌ حسرت بسیار از دوران وکالتش‌ زیاد‌ یـاد می‌کند.

ولی این نکته مـسلم اسـت که تا وقتی یک نفر وکیل‌ دادگستری‌ می‌تواند ازافتخار و احترام و رضایت‌خاطر مخصوص‌ به‌ وکالت‌ دادگستری بهره‌مند گردد‌ کهخود‌ او به این شغل‌ و این‌ مقام احترام بگذارد و برای آن ارزش قائل باشد،بنابرایناگر کسی فـقط به این منظور‌ که‌ شغل وکالت را انتخاب کند که‌ از‌ مزایای مادیآن‌ بهره‌مند‌ گردد‌ و ثروتمند شود و یا اگر‌ وکیلی تصور کند که اگر در دعواییقبول وکالت می‌کند باید حتما و به هر قیمتی شـده‌(ولو‌ از راه فـریب و تقلب و سایرراه‌های نامشروع‌)طرفش‌ را‌ محکوم‌ سازد‌،مسلما چنین کسی‌ علاقه‌ای‌ به وکالت


دادگستری ندارد و نباید انتظار داشته باشد که افتخارات و احترامات لازمه اینشغل را بدست آورد‌ و یا‌ اگر‌ به دست آورده است بـتواند مـحفوظ بدارد‌.

این‌ بود‌ شرایط‌ و اوصاف‌ و خصوصیات‌ لازم برای کسی که بخواهد شغلپرمشقت و درعین‌حال پرافتخار وکیل دادگستری را انتخاب کند.

ولی داشتن استعدادهای خدادادی و فضل و دانش و قدرت کار و نظم و ترتیبو عشق به وکـالت بـه‌ تنهایی کافی نیست و باید طریق استفاده از این عوامل راآموخت.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

شعار ما تخصص گرایی ، نو اندیشی و استفاده از خرد جمعی است

- موسسه حقوقی مجریان مهر عدالت -

برای اولین بار فقط در این موسسه

این موسسه با ابتکار عمل برای اولین بار در کشور اقدام به انجام بیمه حقوقی و تشکیل کمیسیون تخصصی برای ترسیم نقشه راه دفاعی حسابگرانه از موکل نموده است .

تیم وکلای موسسه حقوقی مجریان مهر عدالت متشکل از وکلای با تجربه با مدارج علمی بالا درسطح دکترا و کارشناسی ارشد که برخی از آنها از اساتید و اعضاء هیئت علمی دانشگاه می باشند .

برای داشتن وکیل در اصفهان با ما تماس بگیرید

اطلاعات تماس

آدرس شعبه اصفهان

اصفهان،خیابان باهنر،دویست متر بعد از چهار راه خادمی،سمت راست

جنب بنگاه آرمان،ساختمان ارغوان،طبقه سوم ،واحد 8

همراه:09136910250-09139855990

تلفن:03133463005

ایمیل:info@mehreedalat.com